ادامه...

تجربه ی من از آکنه یا همان جوش صورت – درمان قطعی با روآکوتان

من تا پانزده سالگی پوستی مثل برگ گل داشتم. وقتی میگویم برگ گل واقعا اغراق نمیکنم. پوستی شفاف بدون حتی یک لک، که در اثر خوردن میوه های تازه و آب که از بچگی جز عادت های من بوده، بی نهایت سالم و سرزنده بود. از شانزده سالگی ناگهان آکنه با نرخی نجومی شروع به تولید شدن بر روی پوست من کرد. ابتدا برای چند سال جوش ها فقط بر روی پیشانی بودند. وقتی صحبت از جوش می کنم منظورم یکی دو تا جوش کوچک نیست. منظورم پوشیده شدن کامل پوست با جوش های بسیار بزرگ و متورم است. بر روی پیشانی من حتی یک جای خالی نبود. کسانی که مرا می شناسند کاملا این موضوع را تایید می کنند. کم کم پوست صاف و شفاف من به علت باقی ماندن اثر جوش ها و همچنین تولید مداوم آکنه دچار پیری زودرس شد. چروک و چاله هایی بودند که بر روی پوست بعد از هر جوش باقی می مانند. من هم که نمی توانستم صورتم را دستکاری نکنم (از بس که اعتماد به نفسم پایین آمده بود) به این مساله دامن میزدم.

قاعدتا درمان را شروع کردم. دهها پزشک را دیدم و انواع داروها را مصرف کردم. من که تا قبل از آن نمی دانستم معده در کجای بدن قرار گرفته و وقتی کسی می گفت معده اش درد میکند نمی فهمیدم کجای بدن آدم درد میگیرد که می فهمد معده اش است، بر اثر خوردن انواع و اقسام آنتی بیوتیک ها…

ادامه...

مقابله با ترس ها

ترسو بودن یا نبودن یه احساس درونیه که هر کس نسبت به خودش داره و توو خلوت خودش میدونه که آدم ترسوئی هست یا نیست. من درباره ی خودم میدونم که هستم چون لیستی دارم شامل حداقل ٢۵ موردِ اساسی که ترس های من هستن و وقتی کنار هم میذاریشون متوجه میشی که بخش ترسوی شخصیتت خیلی پررنگ تر از بخش شجاعشه. چند تا مورد از اون لیست بلند بالا اینا هستن:

١- (اونقدر شجاع نیستم که شماره یک رو بگم 😐) ٢- از دست دادن عزیزان ۳- مسئولیت یک انسان رو داشتن ۴- تصادف ۵- ارتفاعی که محصور نباشه ۶- آدم های عقده ای ۷- تنهایی برای تمام عمر ۸- اسارت ۹- جنگ ۱۰- دردِ زیاد . .

با بعضی از ترس ها سعی کردم مواجه بشم، از خیلی ها هم فرار میکنم، برای خیلی ها هم کاری از دستم بر نمیاد. اما در مجموع یاد گرفتم که خیلی از چیزهایی که ازشون می ترسیم هرگز اتفاق نمی افتن، پس رهاشون میکنم تا وقتی که پیش بیان، اون موقع یه فکری به حالشون میکنم (یا بهتره بگم یه خاکی توو سرم میریزم 😐)

پی نوشت: وقتی میگم مواردِ اساسی منظورم سوسک و موش و مارمولک و غیره نیست. این موجوداتِ بیچاره که سرنوشتشون دوست داشته نشدنه و به اندازه ی کافی سرخورده هستن. دیگه لازم نیست ما با ترسیدن ازشون این سرنوشت شوم رو توو سرشون بزنیم. خدارو شکر از اینا نمی ترسم 😐😜

ادامه...