عروسی

عروسی می گیریم که هدیه بگیریم. هدیه هامان را می فروشیم که بدهی های عروسی مان را بدهیم. معامله ی جالبی است.

بیشتر بخوانید

آدم های ماست

بعضی آدم ها هم هستند که مهم نیست چه اتفاقی افتاده باشد؛ چقدر بزرگ، چقدر هیجان انگیز، چقدر ناراحت کننده یا چقدر هر چیزِ دیگر؛ این آدم ها همواره نقشِ “ماست” را به خوبی ایفا می کنند، آن هم از نوع بسیار کم چرب.

بیشتر بخوانید

اندر مصائبِ دو اسمِ بودن

قدیم ها باب بود که برای بچه ها دو تا اسم انتخاب میکردن. اسمِ شناسنامه اصولا یه اسمِ مذهبی بود و اسم مستعار یه اسم نسبتا فانتزی. در خیلی از فرهنگ ها دو اسمِ بودن رواج داره اما در فرهنگِ ما دلیل  اصلیش این بوده که پدر و مادرها دچارِ سردرگمی شده بودند. از یک طرف فکر میکردن که اگر

بیشتر بخوانید

معامله ی منصفانه

بچه که بودیم این معامله ی جوجه رنگی در مقابلِ نونِ خشک و دمپایی پاره به نظرمون خیلی منصفانه میومد. همیشه فکر می کردیم که چقدر این پیشنهاد سخاوتمندانه است. نونِ خشک و دمپایی پاره که به هیچ دردی نمیخورن. در حالیکه در مقابلش جوجه رنگی نصیبت میشه که عشق می کنی از بازی کردن باهاش. من خودم چندین بار

بیشتر بخوانید

نان دل خوردن

هرگز، هیچ کسی، در هیچ زمانی و در هیچ کجای دنیا نانِ دلش را نخورده است. بعضی ها نانِ زبانشان را می خورند، بعضی ها نانِ مغزشان را، برخی نانِ بازویشان را، عده ای نان تن ِ شان را، بعضی دیگر نانِ چهره شان را، بعضی ها نانِ هنرشان را و عده ای هم نان ِ پدرشان را. اما اگر

بیشتر بخوانید