هم صحبتی با بعضی آدم ها

هم صحبتی با بعضی از آدم ها مثل فرار کردن از یه چیزهایی که نمی دونی چی هستن تو کابوس های شبانه می مونه؛ طولانی، دلهره آور، تکراری و در نهایت پوچ.

 

ادامه...
ادامه...

خسته ام !!!

من از نبودن ها خسته ام،

از بودن های عین ِ نبودن خسته ام.

از حرفهایی که زده می شوند خسته ام، از حرفهایی که باید زده شوند اما نمی شوند خسته ام.

من از پیوندها خسته ام، پیوند هایی آنقدر سست که با نگاهی تلخ پاره می شوند و آنقدر محکم که همیشگی اند.

من از تکرارها از یادآوریها خسته ام.

از مثلا محبت های بی سروته، از همراهی های نصفه و نیمه، از کنجکاویهای تاسف آور، از دیدارهای اجباری، از مکالمات بی هدف،

من از دلخوریها خسته ام.

ادامه...