لطفا واژگان کامیپوتری را بومی سازی نکنید دی ۱۹, ۱۳۹۶ – نوشته شده در بخش: منطق نگاری, طنز نگاری – برچسب ها: , , ,

واژگان تخصصی ِ کامپیوتر جزء اون دسته از واژگانی هستن که نباید بومی سازی بشن. یعنی اصلا نمیشه که بومی سازیشون کرد. من نمیدونم چه اصراریه یه عده زحمت کش سعی می کنن برای تمام کلمات این حوزه یه معادل فارسی پیدا کنن. اینجوری میشه که باید مدت ها به عبارت “درون ریز و برون بر ابزارک” خیره بشی تا بفهمی منظورش Import & Export Widgets هست. درون ریز؟! برون بر؟! ابزارک؟! 😧

یا اینکه هی بگردی دنبال اون دکمه ی لعنتی Save Changes و ببینی نوشته “انباره ی دگرگونی ها”. آخه این درسته؟  😣

بابام هر از گاهی گوشیشو میاره میده من یه چیزیشو درست کنم. حالا گوشیش چیه؟ یه سونی اریکسون که ظهورش تقریبا همزمان بوده با ضرب سکه در ایران. اما اصولا گوشی پدر مادرها فقط زبان مادری رو می فهمه. هی بالا پایین می کنی، دو ساعت میگردی، مگه اصلا منوی این گوشی چند تا گزینه داره آخه!!!! خدایا اونی که میخوام همیشه همینجا بود، کجاست پس؟ بابات هم هی میگه: بابا جان پیداش نکردی؟

آخر سر اعصابت خرد میشه میری زبان گوشی رو عوض می کنی و می بینی اون منو دقیقا همونجاست که باید باشه، اما انقدر ترجمه اش عجیب و غریب بوده که تو پیداش نمی کردی. بابات هم میگه: اوووههههه…. حالا دیگه خارجی شدی، زبان مادریت رو یادت رفته؟ 😐

زبان کامپیوتر یه زبان مشترکه بین تمام کامپیوتری ها. وقتی کد میزنن همه از یه زبان استفاده می کنن. اگر قرار بود هر کس به زبان خودش کد بزنه که نمی شد از نرم افزارها یا از پلت فرم ها در همه جای جهان استفاده کرد یا اونها رو توسعه داد. مثل زبان موسیقی که مهم نیست آهنگساز مال کدوم کشور باشه. موسیقیدان ها یه زبان مشترک دارن، نت های موسیقی که بومی سازی نمیشن، اینطوری هر جای دنیا که باشی می تونی موسیقی رو به عنوان یه مفهوم مستقل درک کنی.

از دست اندرکاران خواهشمندیم بی خیال ِ این داستان بشن و ماجرا رو از اینی که هست دردناک تر نکنن. باور کنید قرار نیست خدشه ای به فرهنگ کشور وارد بشه وقتی که خاستگاه این علم اصلا کشور ما نبوده. حالا خوبه که خدارو شکر یه عده نمیان بگن: “می دونستید که کامپیوتر اولین بار در ایران اختراع شده بوده و بر میگرده به زمان کوروش کبیر؟!” 🤭 😒

 

 

درباره ی مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. دهه ی سوم زندگی ام سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

« شکست عشقی
دست از احساس قربانی بودن یا احساس احمق بودن برداریم »