سوتی های دانشجویی

دورانِ دانشجوییِ من پُر بود از سوتی های ریز و درشت. یه شب قبل از خواب، توو خونه ی دانشجویی، رفتم دستشویی؛ مسواک زدم، گلاب به روتون بقیه ماجرا رو انجام دادم، بلند شدم و دقیقا همون موقعدوبارهمسواک زدم 😐😐 یعنی حتی از مزه ی دهنم هم نفهمیدم که من همین الان مسواک زده بودم 🤔

وَسَطای مسواکِ دوم بود که فهمیدم. احتمالا ذهنم خیلی درگیر بوده، توجیه بهتری نمیشه آورد که کمتر ضایع باشه. 😕

Trackbacks and pingbacks

No trackback or pingback available for this article.

لطفا نظرات ارزشمند خود را با من در میان بگذارید