روحتان کثیف است

روحتان کثیف است؛ همچون روح فرزندی که مرگ پدر و مادرش را انتظار می کشد تا از مصائب ِ کهولتشان خلاص شود.

ننگ بر هوای مشترکی که همه مان را زنده نگهداشته.

شکسته باد پایی که هم پایتان می شود.

بسته باد دهانی که آوازتان را همسرائی می کند.

حرام باد آبی که از آبروی ریخته می نوشید.

طاعون باد نانی که از نای ِ بریده می خورید.

درد باد هر دری که می بندید.

بند باد هر بندی که می بُرید.

خوابتان کابوس ِ مرگ باد.

مرگتان خون و زهر باد.

بیهوده مشوئید هر صبح و شب. پاک نمی شود روحتان که عجیب کثیف است.

Trackbacks and pingbacks

No trackback or pingback available for this article.

Leave a reply